عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
244
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
فرود آى و با من همسايه باش . رداء الشّجاع . عبارت است از پوست مار كه در نرمى و نازكى بدان مثل زنند و جامهء نرم و لطيف را بدان مانند كنند . ابو تمّام در وصف جامهاى كه حسن بن سهل به او بخشيده بود - سخت نيكو - گفته : قد كسانى من كسوة الصّيف خرق * مكتس من مكارم و مساع حلّة سابريّة و رداء * كسحا القيض أو رداء الشّجاع يعنى : كريم جوانمردى كه جامهء بزرگوارى و كوشش به تن كرده بود مرا جامهاى تابستانى پوشانيد حلّهاى نرم و ردائى نازك مانند پوستهء درونى تخم مرغ يا پوست نرم مار . و جاحظ گويد كه : مار پوست نمىاندازد بلكه هر سال پوستهء نازكى براى او در مىآيد و او پوستههاى نازك را كه برابر او باشند مىاندازد و به جاى آن پوستهء نازك تازه در مىآيد امّا پوست اصلى ، تنها بوسيله چاقو از تن او كنده مىشود . . . رداء العزّ . بحترى چنان به زيبايى ، اين تركيب را در شعر خود به كار برده كه حكم مثل پيدا كرده ، آنجا كه گويد : أصاب الدّهر دولة آل وهب * و نال اللّيل منها و النّهار أعارهم رداء العزّ حتّى * تقاضاهم فردّوا ما استعاروا يعنى : روزگار به سرورى و سرافرازى آل وهب دستبرد زد و شب و روز بر سر آنها بلاها فرو ريخت زمانه به آنها جامهء شرف داده بود . اينك كه آن را از آنان باز خواست ، آنان نيز آن رداى عاريتى را بازگردانيدند . شاعران ديگر هم با كلمه « رداء » استعارههاى زيبايى ساخته و به كار بردهاند ، مانند رداء الشمس ، رداء الشباب ، رداء الفتوّة ، رداء النّور ، رداء الجمال ، رداء اللهّو و جز اينها . ردافة الملوك . ( پسينى و جانشينى فرمانروايان ) ردافت در عرب ، ميان بنى عتّاب بن